بهترین کلینیک توان بخشی در کرج:As if to initiate vibration of the vocal cords to prepare for vocalization

بهترین کلینیک توان بخشی در کرج:As if to initiate vibration of the vocal cords to prepare for vocalization

بررسی های آزمایشگاهی در دیس تونی ایدیوپاتیک و دیس فونی اسپاسمودیک به طور تیپیک نرمال هستند. مطالعات مشروحی که به وسیله Finitzo و Freeman انجام شد از یک پایه و اساس ارگانیک برای این وضعیت حمایت کرد: در 35% از بیماران، پاسخ های برانگیخته شنوایی مربوط به ساقه مغز، غیرطبیعی بود، در 47% پاسخ ترشحی اسید معده در مقابل تغذیه کاذب غیرطبیعی بود (اندکس از عملکردعصب واگ)، در 46%نوسانات سرعت ضربان قلب طی دم عمیق که به واسطه عصب واگ انجام می شود، وجود نداشت یا کم بود؛ زنان مبتلا به دیس فونی اسپاسمودیک دچار کنترل حرکتی غیرطبیعی در اندام بودند،23% ،ضایعات مغزی در MRI داشتند، 56% اسکن نقشه برداری از فعالیت الکتریکی مغزشان غیرطبیعی بود، 76% هیپوپرفیوژن مغزی در بررسی به وسیله توموگرافی کامپیوتری با تابش فوتون منفرد داشتند و در بیماران رفلکس الکتروفیزیولوژیک پلک زدن، غیرطبیعی بود.
تابلوهای بالینی نظیر بهبود علایم با الکل، سداتیوها و آرامبخش ها و بدتر شدن آن ها هنگام استرس یا مکالمه با تلفن، مدارکی هستند که نشان می دهند بیماران مراجعه کننده با علایم دیس فونی از یک مبنای سایکوژنیک برای وضعیت خود برخوردارند. با این حال این گونه جلوه های بالینی در میان دیس تونی ها شایع است. مشابه با تورتی کولی، در دیس تونی اسپاسمودیک نیز ممکن است دوره های بهبودی اتفاق افتد و دوباره بیماری عود کند. این گونه موارد تا زمانی که عود اتفاق افتد، سایکیاتریک در نظر گرفته می شوند. دیس فونی اسپاسمودیک سایکوژنیک بسیار نادر است و پاتولوژیست های زبان- گفتار معمولا این گونه موارد را شرح می دهند. فارماکوتراپی سیستمیک، بهبودی اندکی در علایم ایجاد می کند. DedoوIzdebski بهبودی چشمگیری با قطع عصب ریکارنت لارنژیال مشاهده کردند. گزارش های اولیه در مروری که به وسیله Aronson و De santo بر روی 33 بیمار انجام گرفت رضایت بخش بود و درمان جراحی بیماری مورد بررسی قرار گرفت. سه سال بعد بهبودی مداوم در 36% از بیماران مشاهده شد و تنها در 3% به صدای نرمال مداوم دست یافتند. عوارض جانبی شامل breathiness، خشونت صدا، دیپلوفونی و falsetto بودند.از میان 64% افراد که در سال سوم صدایشان مشکل داشت، 48% بدتر از وضعیت پیش از جراحی بودند.اشکالات در زنان شایع تر از مردان بود(77% در برابر 36%).
رویکردهای جدیدتر جراحی بر قطع انتخابی عصب و عصب دهی مجدد با استفاده از عصب آنساسرویکالیس تمرکز کرده است. در گزارشی که نتایج مقدماتی قطع عصب- عصب دهی مجدد به صورت انتخابی و دو طرفه بر روی عضلات اداکتور را نشان می داد، پاسخ های مطلوبی در 19 بیمار از 21 بیمار مشاهده شد. تمام بیمارانی که با این روش مورد جراحی قرار گرفتند در گزارش شامل نشدند و داده ها به صورت سابژکتیو و بر اساس یک بررسی تلفنی به دست آمد. متوسط دوره پیگیری 4/31ماه بود(دامنه از 12 تا 68 ماه) و درمان اضافه تر برای چهار بیمار انجام شد که شامل تزریق Botox (یک بیمار)، تزریق کلاژن(یک بیمار)، میوتومی تیروآریتنویید(یک بیمار) و صدادرمانی (یک بیمار) بود. مطالعه دوم برروی بیمارانی که تحت عمل قطع عصب- عصب دهی مجدد انتخابی اداکتور قرار گرفته بودند، نشان داد بهبودی در میزان رضایت بیمار، درک کیفیت صدا به وسیله شنونده تعلیم دیده و تعلیم ندیده میزان انقطاع های صدای آفونیک در 5 بیمار از 6 بیمار مشاهده شده است. اگرچه استدلال مربوط به قطع عصب- عصب دهی مجدد انتخابی اداکتور، صداست، عملکرد محتاطانه در رویکردهای جراحی و توجه به تجربیات قبلی در زمینه روش های قطع عصب الزامی است. باید پیگیری بلندمدت با آنالیز داده های ابژکتیو در یک الگوی blindانجام شود تا کارایی این رویکردهای جراحی ثابت شود.
نگارندگان، استفاده از Botox را برای درمان دیس تونی های فوکال و سگمنتال در آوریل سال 1984 شروع کردند. بهبود علایم دیس فونی اسپاسمودیک با تزریق های لوکال توکسین بوتولینیوم چشمگیر بود. در پانل توافقی آکادمی نورولوژی آمریکا، آکادمی اتولارنگولوژی- جراحی سرو گردن آمریکا و مؤسسه ملی سلامت، فایده بالینی توکسین بوتولینیوم بررسی شد و استفاده ازآن بی خطر ومؤثر شناخته شد. کاربرد بالینی و جنبه های تکنیکی درمان دیس فونی اسپاسمودیک با توکسین بوتولینیوم مورد بررسی قرار گرفته است.
مشخص شده است در بیماران مبتلا به دیس فونی اسپاسمودیک اداکتور، درمان با توکسین بوتولینیوم باعث بهبود گفتار تا 60% الی 100% از عملکرد نرمال (میانگین 90%) شده است، طول مدت اثر بین 3 و 4 ماه بود. عوارض جانبی عبارت بود از یک دیس فونی خفیف breathy در کمتر از 2 هفته (45%) ، احساس خفگی خفیف هنگام مصرف مایعات درچند روز اول(22%) ، هیپرونتیلاسیون و گیجی هنگام تلاش برای سخن گفتن وقتی هیپوفونی وجود دارد، گلودرد یا سرفه همراه با خلط خونی و خارش (بدون راش).
در بیماران مبتلا به دیس تونی لارنژیال ابداکتور، تزریق توکسین بوتولینیوم به عضله کرایکوآریتنویید خلفی، بهبودی واضحی به همراه بازگشت به میانگین حداکثر عملکرد عملکردی تا 70% از حد نرمال را در پی داشت. عوارض جانبی عبارت بود از دیس فاژی خفیف بدون آسپیراسیون و استریدور خفیف هنگام فعالیت مشکلات تنفسی مهم گزارش نشده است حتی در مواردی که تزریق در هر دو عضله کرایکوآریتنویید خلفی انجام شده بود.
تزریق لوکال توکسین بوتولینیوم در عضلات حنجره یک درمان بی خطر و مؤثر برای دیس تونی لارنژیال به شمار می رود. برخلاف روش های جراحی، تزریق توکسین بوتولینیوم این فایده را دارد که به صورت سرپایی نیز می توان آن را تجویز کرد، هردو چین صوتی قابل درمان هستند و توکسین تحت کنترل EMG تزریق می شود تا با لوکالیزاسیون دقیق در فعال ترین قسمت از کمپلکس عضله تزریق شود. می توان با تزریق دوزهای اندک توکسین و تکرار آن به صورت تدریجی عضله را ضعیف کرد تا در نهایت ضعف بهینه به دست آید. چنان چه ضعف بیش از حد ایجاد شود، قدرت عضله به تدریج و به مرور زمان بازگشت خواهد کرد. این فرآیند از جانب بیماران به خوبی پذیرفته شده است و نتایج صوتی بسیار رضایت بخشی به همراه داشته است. قضاوت در این باره که آیا بیماران نسبت به این نوع درمان مقاوم خواهند شد یا خیر، بسیار زود است. تا به امروز هیچ کس نسبت به تزریق های لارنژیال مقاوم نشده و متحمل معلولیت بر اثر تزریق های توکسین در حنجره نشده است.

Related posts